ایران؛ بیتکوین ناشناخته بازارهای جهانی
به روز رسانی در03 July 2025
2 دقیقه
در دنیایی که بازارهای مالی جهانی از شفافیت، نقدینگی و حضور نهادهای بینالمللی اشباع شدهاند، هنوز گوشههایی از نقشه اقتصادی جهان وجود دارد که همچون الماسی خام، دور از دسترس نگاهها ماندهاند. یکی از این مناطق، بازار سرمایه ایران است؛ بازاری که برخی تحلیلگران آن را به بیتکوین در سال ۲۰۱۰ تشبیه کردهاند: نادیدهگرفتهشده، دستنخورده و در آستانه شکوفایی.
بازار بورس تهران سالهاست که زیر سایه بیاعتمادیهای بینالمللی و بیتوجهی رسانههای مالی جهانی پنهان مانده است. نبود سرمایهگذاران خارجی، قطع ارتباط با نظام مالی بینالملل و شرایط سیاسی و بینالمللی ناپایدار، آن را از مدار اصلی جریان سرمایه جهانی دور نگه داشتهاند. اما گاهی همین غیبت در صحنه جهانی، نوید فرصتی پنهان در دل تاریکی میباشد.
در این سکوت خبری، بازار سرمایه ایران همچون فرصتی دستنخورده باقی مانده که میتواند بهشتی برای افرادی باشد که جسارت دیدن آنچه دیگران نادیده گرفتهاند را دارند. جایی که نبود رقابت خارجی، پایینبودن ارزشگذاریها و تنوع صنعتی بالا، فضای مناسبی را برای رشدهای غیرمنتظره و کشف فرصتها فراهم کرده است که در سایر بازارهای اشباعشده دیگر بهسختی یافت میشود.
در شرایطی که بازارهای توسعهیافته با ارزشگذاریهای بالا و رقابت شدید اشباع شدهاند، بورس تهران با نسبت قیمت به درآمد (P/E) بین ۳ تا ۶، فرصتهایی را پیشروی سرمایهگذاران قرار میدهد که در اقتصادهای بزرگ دنیا کمتر یافت میشود. در حالیکه همین نسبت در بازارهای غربی اغلب از عدد ۱۵ فراتر میرود، سرمایهگذاری در ایران میتواند نقطه ورود به داراییهایی باشد که هنوز با هزینهای بسیار پایینتر معامله میشوند.
از سوی دیگر، برخلاف تصور رایج، بازار سرمایه ایران محدود به صنایع نفت و پتروشیمی نمیباشد؛ بلکه، طیفی متنوعی از شرکتها در حوزههایی مانند بانکداری، فناوری، کشاورزی، معدن و تولید مواد غذایی در این بازار فعال هستند. این تنوع، نهتنها ضریب ریسک سرمایهگذاری را کاهش میدهد، بلکه افقهای متنوعی را برای رشد فراهم میآورد که میتواند ایران را به یکی از جذابترین گزینههای پنهان برای سرمایهگذاری بلندمدت تبدیل کند.
شاید عجیب و متناقض بهنظر برسد، اما همان عاملی که مانع ورود سرمایهگذاران بینالمللی به ایران شده، باعث میشود تا بازار سرمایه کشور همچنان دستنخورده و مملو از پتانسیل باقی بماند. تحریمهای گسترده و محدودیتهای مالی و بانکی، ایران را از دسترسی مستقیم به سرمایه خارجی محروم کردهاند، اما در عین حال از نوسانات ناشی از ورود و خروج سرمایههای جهانی نیز مصون نگاه داشتهاند.
در این فضای پرچالش، تنها سرمایهگذاران باهوش و ریسکپذیر هستند که مسیرهای جایگزین و خلاقانه را برای ورود به بازار ایران پیدا میکنند؛ مسیری مشابه آنچه علاقهمندان بیتکوین در سالهای اولیه تجربه کردند. درست همانند زمانی که خرید این دارایی دیجیتال نیازمند عبور از صرافیهای ناشناس و استفاده از ابزارهای نامتعارف بود. ایران نیز اکنون در نقطهای قرار دارد که جسارت ورود زودهنگام به آن، ممکن است در آینده با بازدهیهای مثبت و غیرقابلپیشبینی مواجه شود.
در شرایطی که تورم مزمن به یکی از چالشهای دائمی اقتصاد ایران تبدیل شده، بازار سرمایه بهعنوان یکی از معدود ابزارهای محافظت از ارزش پول خودنمایی میکند. برخلاف تصور رایج، تجربه سالهای گذشته نشان داده که داراییهای مالی در ایران نهتنها در برابر تورم دوام آوردهاند، بلکه در برهههایی از تاریخ، بازدهی آنها از سرعت رشد قیمتها نیز پیشی گرفته است. در چنین بستری، سرمایهگذاران جسور میتوانند از فرصتهایی بهرهمند شوند که در دیگر نقاط جهان یا از بین رفته یا بهشدت رقابتی شدهاند. در همین راستا، برخی از مزایای بالقوه سرمایهگذاری در ایران عبارتند از:
1. ارزشگذاری پایین
نسبت قیمت به درآمد (P/E) بسیاری از شرکتهای ایرانی بین ۳ تا ۶ است، در حالی که این عدد در بازارهای جهانی گاهی به ۱۵ تا ۲۰ هم میرسد. این نشاندهنده فرصتهای کمنظیر برای خرید ارزان است.
2. تنوع صنایع
بازار بورس تهران فقط پتروشیمی نیست. از مواد غذایی تا تکنولوژی، بانکداری و معادن، صنایع گوناگون و متنوعی در این بازار حضور دارند.
3. پتانسیل تبدیل به اقتصاد منطقهای پیشرو
ایران با دارا بودن زیرساختهای انسانی، صنعتی و جغرافیایی، توان تبدیلشدن به نسخهای مشابه ترکیه از نظر بهرهوری و جذب سرمایه را دارد؛ کشوری که در سالهای اخیر با اصلاحات اقتصادی به دروازهای مهم برای سرمایههای منطقهای تبدیل شده است.
4. منابع طبیعی غنی و استراتژیک
ایران از نظر ذخایر نفت، گاز، معادن فلزی و غیر فلزی، از جمله کشورهای برتر جهان است. برخی تحلیلگران منابع طبیعی آن را قابلقیاس با عربستان سعودی میدانند، عاملی که در آینده میتواند نقشی حیاتی در رشد اقتصادی ایفا کند.
5. پتانسیل جهش پس از گشایش سیاسی
در صورت بهبود روابط بینالمللی، ورود سرمایههای خارجی میتواند منجر به جهشی قیمتی و رشد سریع بازار شود؛ مشابه اتفاقی که در کشورهای در حال توسعه پس از اتصال به اقتصاد جهانی رخ داد.
6. پاداش جسارت و ورود زودهنگام
سرمایهگذارانی که پیش از گشایش سیاسی وارد این بازار شدهاند، ممکن است سودهایی خارقالعاده کسب کنند، مشابه سرمایهگذاران اولیه بیتکوین که در زمان بیاعتمادی، به فرصت باور داشتند.
7. تبدیل سرمایهگذاریهای خاص به داراییهای عمومی
داراییهایی که امروز بهدلیل فضای پرریسک ایران، صرفاً در اختیار سرمایهگذاران جسور قرار دارند، در آینده ممکن است به داراییهای پرتقاضا و عمومی بدل شوند. و این یعنی پیشگامان، بیشترین پاداش را خواهند گرفت.
با وجود تمام پتانسیلهای نهفته، سرمایهگذاری در ایران با ریسکهای قابلتوجهی همراه است که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. تحریمهای بینالمللی، بزرگترین مانع بر سر راه ورود رسمی سرمایهگذاران خارجی هستند. بهدلیل قطع ارتباط بانکهای ایرانی با سیستم جهانی سوئیفت، انتقال پول با دشواری و تأخیر همراه است و اغلب نیاز به مجوزهای رسمی و پیچیده از مقامات دولتی دارد. افزون بر این، ساختار حقوقی و اداری برای ورود سرمایه خارجی هنوز به بلوغ لازم نرسیده است.
نبود شفافیت مالی و فاصله زیاد زیرساختهای گزارشدهی با استانداردهای بینالمللی، یکی دیگر از موانع جدی محسوب میشود. بسیاری از دادههای کلان اقتصادی بهروز نیستند، شاخصهای بازار گاهی برای سالها بهروزرسانی نمیشوند و دسترسی عمومی به آمارهای بنیادی بسیار محدود است. این عدم شفافیت، تحلیل دقیق و تصمیمگیری مبتنیبر داده را برای سرمایهگذاران پیچیدهتر میسازد.
از سوی دیگر، ایران در یکی از پرتنشترین مناطق ژئوپلیتیکی جهان قرار دارد. نوسانات سیاسی، خطر درگیریهای نظامی و اختلال در زیرساختهای ارتباطی بخشی از واقعیت این بازار است. بهعنوان نمونه، در جریان بمباران اخیر، ارتباط اینترنتی کشور بهطور کامل قطع شد و تحلیلگران خارجی تنها از طریق واتساپ و بهصورت محدود توانستند با تیمهای محلی تماس برقرار کنند. چنین رویدادهایی میتواند بهطور مستقیم بر دسترسی، نقدشوندگی و امنیت سرمایهگذاری اثر بگذارد. در چنین فضایی، تنها سرمایهگذاران مجهز و با استراتژیهای انعطافپذیر قادر به عبور از این موانع خواهند بود.
بازار سرمایه ایران همانند یک گنج پنهان در دل دشواریهاست؛ جایی که ورود به آن تنها از عهده سرمایهگذارانی برمیآید که نگاهی بلندمدت، درک عمیق از شرایط داخلی و تابآوری در برابر نوسانات سیاسی دارند. همانگونه که ورود زودهنگام به بیتکوین در سالهای ابتدایی نیازمند شهامت و اعتماد به آیندهای نامشخص بود، سرمایهگذاری در ایران نیز شجاعتی مشابه میطلبد، شجاعتی که تنها برخی از افراد ان را دارند.
تجربه کشورهایی که پس از گشایش سیاسی و اقتصادی به بازارهای جهانی پیوستند، نشان داده است که چنین لحظاتی میتوانند جهشهای قیمتی شدیدی در پی داشته باشند. اگر شرایط ژئوپلیتیکی ایران رو به بهبود رود، آن دسته از سرمایهگذارانی که پیش از این تغییر وارد بازار شدهاند، ممکن است بازدهیهایی تجربه کنند که بعدها دستنیافتنی خواهد بود. فرصتهای امروز شاید دشوار و پرریسک باشند، اما در آینده، به داراییهایی عادی و پرتقاضا تبدیل خواهند شد. و این پاداش نهایی است برای کسانی که در روزهای سخت، تصمیم ورود به این بازار را گرفتهاند.
در جهانی که اکثر بازارها اشباع و بیشقیمتگذاری شدهاند، ایران ممکن است آخرین قلمرو اقتصادی ناشناختهای باشد که سرمایهگذاران ماجراجو را وسوسه میکند. اگر تاریخ بخواهد تکرار شود، شاید تهران همان نقطهای باشد که سالها بعد، دربارهاش گفته خواهد شد: "ای کاش زودتر وارد شده بودم."